زندگی چیزی نیست!
چند روزی است ، شیرین ،
که تلخ می گذرد!!!

عشق،
تنها خون دل خوردنی است ،
که شیرین است!!!
بستم کتاب دلم را
وقتی کِ تاب خواندنش نبود!!!

کلیک کنید بالی برای پرواز
زندگی چیزی نیست!
چند روزی است ، شیرین ،
که تلخ می گذرد!!!

عشق،
تنها خون دل خوردنی است ،
که شیرین است!!!
بستم کتاب دلم را
وقتی کِ تاب خواندنش نبود!!!

کلیک کنید بالی برای پرواز
ببُرید بند بند ِ مرا ،
شاید ناله ای
برخیزد از من !
نهری که به دریا می ریزد
دیگر رود نیست
باید عادت کند به اقیانوس
دیریست که از دل از خواجگان کنده ام و
دل را به دلدار سپرده ام و
دل با ذکر حضرت حق خوش کرده ام و
بهار برای خویش به ارمغان آورده ام و
از رنجهای بیهوده رسته ام و
هر چند خسته ام و شکسته ام ،
بار سفر از هیچی و پوچی بسته ام .
به حضرت خواجه روی آورده ام و
هر روز به دیوانش فالی زده ام و
گره ای از راه خویش گشوده ام
و چه زیباییها که دیده ام و
چه لذتها که برده ام .
و امروز فالی زدم و حضرت خواجه چنین فرمود:
|
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
|
آستان جانان همراه با متن اشعار. استاد شجریان
میلاد خجستهء حضرت ختمی مرتبت رسول اکرم محمد مصطفی (ص)
بر ساحت مقدس امام عصر (عج) و تمامی مسلمانان جهان مبارک باد .

دیریست خشکیده ام و نوایی از گذشته می نیوشم
* بگذر خیال نازک
بر انگشتان خسته م
پشت پنجره چندی است
چشم انتظارت هستم
* صاعقه ای به چشمم
بارانی در نگاهم
قلب به کار عشقم
برف پر از گناهم
* دست در دست روزم
روی دستانی سپیدم
لب پرتگاه نورم
رو در روی امیدم
* دست به تنویر درختم
درون دستانی ظریفم
چشم به تطهیر نگاهم
غرق در گردابی شریفم
* آلوده به ناکرده گناهی پاکم
چشم در چشم تهمت نسیمم
دست به کار بعثتی بزرگم
در کار قیامتی عظیمم
* نمی گذری از خیالم
ای نازنین نگارم
پشت پنجره تا کی؟
می نشانی انتظارم ؟!

دل نازکم
روی شاخهء دلم منشین
می شکند.
با سلام
این پست را اختصاص می دهم به معرفی و پیوند دوستان و همشهریان عزیز ایلامی
شاعران و ادیبان بزرگواری که برخی به تازگی به دنیای مجازی وارد شده اند.
به این دوستان سر بزنید.
۱- دوست و برادر بزرگوارم جلیل صفر بیگی با وبلاگ واران
۲- دوست و براردر ارجمندم حسین شکر بیگی با وبلاگ از صدای سخن عشق
۳- برادر گرانقدرحسین خدنگ با وبلاگ متن همیشه مسافر است
۴- ادیب بزرگوار یاسر بابایی با وبلاگ یک ردیف دندان شکسته
۵-برادر ارجمند سامان بختیاری با وبلاگ زنگ آخر جهان
۶-خواهر بزرگوار زنبق سلیمان نژاد با وبلاگ آیه تاریکی
ساده بودم چون رود
زلال بودم چون آب
دستی در آب رفت و گل آلودم کرد
از شن ها گذر کردم
چشمه ای گوارا شدم

دوستان ایام بکامتان خوش باد
امیدوارم از تعطیلات و طبیعت بعد از باران لذت فروان برده باشید
من که بارها عظمت خدا را در لذت بردن این بنده حقیرش
از جاذبه ها و جلوه های نورانی آن حضرت ، دیدم و حس کردم
هر جایی خدا بود . در آب ، در کوه ، در چشمه ، در رود
سر یک شاخه گل
لای سبزه ، روی یک برگ
روی صخره ای عظیم
سر یک پیچک مو
با آواز هر پرنده
با سکوت هر رونده
می شد حقیقت را فهمید
می شد پر از عشق و احساس شد
می شد خدا را زمزمه کرد
می شد .... .می شد ...می شد خدا را دید

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد
و مماتی ممات محمد و آل محمد
در قحطسال گریه
زمین دلتنگ است و
آسمان دلسنگ!!!
